دوباره کبوتردلم درهوای آشیانه توبال وپرمی زند،امروزخسته وغمگین ازپس کوه های سربه فلک کشیده به سویت پرمی کشم تاشایدساعتی درکنارتو،مرهمی به روی زخمهای کهنه ام بگذارم،ای مولای من!نمی دانم شب هجران کی به پایان می رسد؟شایدامروزکه بال هایم رادرهم می کشم،تاسپی… بیشتر »